رفتم آسایشگاه برای دیدن سالمندان . مسئول اونجا میگه : اومدی عیادت ؟
میگم : پَ نه پَ اومدم چند تا از این پیرمردها رو ببرم بزرگ کنم ! …
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم .
میگه نمره میخوای ؟
گفتم پَ نه پَ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام ! …
قانون طبیعت اینطوریه که نکُشی میکُشنت، بکُشی باید دیه بدی !
.
.
ترس پسرها از ازدواج دل بستن به یه دختر نیست، دل بریدن از بقیه دخترهاست...
.
.
اینقــد بدم میاد از اینهایی که دماغ میخرن چسبشو نمی کنن!!!!
.
.
کاش یکی بود تو اینترنت چایی پخش میکرد دیگه از پا کامپیوترم بلند نمیشدیم
.
.
تا حالا دقت کردین یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون... تازه میفهمی چه غلطی کردی!!!!!!!!!!!!
.
.
اون دنیا خدا نمیپرسه مدل ماشینت چیه؟ میپرسه چندتا پیاده رو سوار کردی؟ (قابل توجه دختر خانومهایی که نمیدونن نیت پسرها الهیه)
ادامه مطلب ...
به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده ...... گفت : می خوای بری جایی؟ ... گفتم : بله پدر
عزیزم
(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح)
به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟میگم اگه سختت میشه تو بگیرش من نردبون و میچرخونم
دبستان: روزهای خوش نوجوانی، مشق شب، فحش بابا، فلک معلم، شلنگ ناظم، خوشی در مراسم
ختم.
کشمش: انگوری که خود را ساعت ها زیر آفتاب برنزه کرده است.
هالک
شگفت انگیز: بر و بچه های بدنساز، پس از پایان تمرین، چنین تصوری از هیکل خود
دارند.
گیاهخواری: طریقه ای از زندگی که قدیما، شکارچیان دست و پا چلفتی
اختراع کرده بودند.
بزرگسال: فردی که از سن رشد طولی گذشته و مشغول رشد عرضی
است.
دانشگاه: یک دوره چهارساله که ... چیز بیشتری یادم نمی
آید.
مغز: ارگانی از بدن که ما فکر می کنیم که فکر می کند.
خلاق:
آدمی که حداقل بیست دلیل برای انتخاب روش ابلهانه خود دارد.
*
اعتراف می کنم بچه که بودم و تازه مسواک زدن رو یاد گرفته بودم، موقع مسواک
زدن به جای اینکه مسواک رو تکون بدم، سرم رو با شدت در جهات مختلف تکون می دادم و
مسواک رو همینطور ثابت نگه می داشتم. اعتراف می کنم تا یه ربع بعد مسواک زدن سرم
گیج می رفت!
* اعتراف می کنم پسر همسایمون دوتا سی دی از
ویدیوکلوپ برداشته بود. گفتم که بده من هم ببینم. اون هم گفت به شرط اینکه یه سی دی
جدید بدی. من هم که هیچی نداشتم رو یه سی دی الکی نوشتم کشتی رانی در کوهستان و بهش
گفتم این فیلم رو هیچ جا ندارن. خیلی خوبه! خلاصه خیلی تعریف کردم اون دوتا سی دی
رو ازش گرفتم ...
ببخشید!
ما
اون طرف داشتیم FIFA 2012 بازی میکردیم
نمیدونستیم شما دارید اینجا Call of
Duty بازی میکنید
پولدار
یه زمانی هر کی پولش به میلیون میرسید پولدار حساب میشد،
الان یه میلیونر تو ایران نهایتا میتونه ماشینشو بیمه کنه و چند کیلو هم گوجه سبز با بقیه پولش بخره..!
میلیاردر هم میتونه نهایتا یه خونه معمولی حیاط دار با یه ماشین معمولی روز دنیا رو داشته باشه،
تازه باید یه میلیون آخرشم واسه بیمه و گوجه سبز نگه داره!
* از رفتگر محله عیدی بگیرید.
* سی دی قفل دار رو بشکنین تا
قفلش باز بشه.
* جوراب های کثیف رو به پره های پنکه ببندید و پنکه را روشن
کنید.
* با هندوانه یه قل دو قل بازی کنین !
* به دوست دکترتون بگین : مرض
جدید چی داری ؟!
* نصف شب زنگ بزنید به اورژانس و بگویید: من مرض دارم ، بیاین
منو ببرید!
* روز بازی پرسپولیس با استقلال، وسط تماشاچی ها بنشینید و با صدای
بلند، ابومسلم را تشویق کنید !
* هفت تیری بذارید رو شقیقه راننده مترو و بگید
یالا برو دبی.
* پیراهن را روی کت بپوشید.
1_ ازدواج بد وجود ندارد، این زن و شوهرها هستند که بد می شوند.
2_ این اولین وآخرین زندگی شماست، اعتیاد چرا؟
3_ قلم کم حرف، عمرش طولانی است.
4_ با دیدن قبض آب، برق از سرش پرید.
5_ واژه سکوت، نیازی به مترجم ندارد.
6_ ذهنم کلمات را به بازی گرفته و رفتارم زندگی را
ادامه مطلب ...